سلام به همه دوستای خوبم ...
ببخشید که این روزها کمتر به وبلاگ هاتون سرمی زنم ... به خاطر اینکه هنوز سیستمم خرابه و من به سختی می تونم به وبلاگ هاتون سربزنم و اصلا فرصت نظر گذاشتن پیدا نمی کنم ... الان هم فرصتی بهم دست داد تا بیام و یه مطلب جدید بزارم ...
اول اینکه با 3 روز تاخیر روز زن و روز مادر رو به همه دوست های مهربونم تبریک می گم و امیدوارم کسانی که آرزوی مادرشدن رو دارن به حاجت دلشون برسن ...
دوم اینکه این چند روز تعطیلی امیدوارم به همه خوش گذشته باشه ... به ما هم خوش گذشت ... البته مسافرت نرفتیم ولی خب به دید و بازدید و رفتن پارک و استراحت گذشت ...
روز زن رو هم که من کادوشو پیش پیش دریافت کرده بودم ... همون انگشتری که برای تولد خریده بودیم ... ولی همون روز افتتاحش کردم ... خیلی دوستش دارم ... دلم می خواست عکسش رو بزارم ولی هنوز موفق نشدم روش عکس گذاشتن رو یاد بگیرم ... آخه من خیلی حرفه ای نیستم ... بانووووووووووووووووووووووووو کجایی که یادت به خیر ... 
برای مادر و مادرشوهرم هم یه سکه پارسیان یک گرمی خریدیم ... روز مادر رو هم از صبح خونه مامان خودم بودم و شب بعد از شام رفتیم خونه مادرشوهرجانم ...
جمعه هم از صبح توی خونه بودیم و به کارهای عقب افتاده خونه رسیدگی کردیم ...
شنبه هم از صبح که بیدارشدیم رفتیم پارک نهج البلاغه که صبح اول وقت هم خنک بود و هم خلوت و حسابی با همسری ورزش کردیم و برای ناهار رفتیم خونه مادرشوهری ...
درکل تعطیلات خوب و کوتاهی بود و حسابی استراحت کردیم ... دیگه از دیروز هم تصمیم گرفتیم که صبح های زود قبل از رفتن به سرکار بریم پارک نزدیک خونه و نیم ساعت ورزش کنیم ... امروز هم ساعت 30/5 رفتیم پارک و تا 15/6 ورزش کردیم ... خیلی خوب بود و حسابی صبحونه بعدش بهمون چسبید ... خداکنه روزهای دیگه هم ادامه داشته باشه ... 
دوستتون دارم ... دعا کنید زودتر سیستمم توی اداره درست بشه تا از این دربه دری راحت بشم ... توی خونه هم چون دلم نمی خواد همسری از وجود وبلاگم باخبر بشه از سیستم خونه هم استفاده نمی کنم ولی دیگه چاره ای نیست باید کم کم از سیستم خونه استفاده کنم چون دیگه معلوم نیست تا چند وقت دیگه توی این اداره باشم ... فعلا تا بعد ... 
